باقرى بيدهندى

92

گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )

يا دعاى خير بنما بهر وى * تا مبارك گردد و هم نيك پى چون كه حضرت طفل دامن مينهاد * تا كه اهل طفل خوش باشند و شاد اى بسا كودك كه اندر يك نفس * جامهء او كرد از بولش نجس حاضرين بر طفل صيحه ميزدند * تا مگر از بول او مانع شوند حضرتش ميگفت صيحه نى زنيد * طفل نادان است زجرش نى دهيد پس رها ميكرد تا بولش تمام * آمد و كردى دعا بگذاشت نام اهل او خوشحال و كمتر منفعل * بسكه بد بشاش كس نى شد خجل چون كه غايب ميشدند از نزد او * آن رسول حق نمودى شست و شو مثنوى منطقى ( دفتر اول ) صفحه 152